کاربردهای مختلف ” مُردن ” در فرهنگ ما !!

برو بمیر : برو گمشو !

بمیرم برایت : خیلی دلم برایت می سوزد !

می میرم برایت : عاشقتم !

می مردی ؟ : چرا کار را انجام ندادی ؟

… مردی ؟ : چرا جواب نمی دهی ؟

نمردیم و … : بالاخره اتفاق افتاد !

مردیم تا … : صبرمان تمام شد !

مرده : بی حال !

مردنی : نحیف و لاغر !

مردم : خسته شدم!

من بمیرم ؟ : راست می گی؟

[ سه شنبه یازدهم شهریور 1393 ] [ 16:20 ] [ ahmad ]

[ ]

" فک نکن "

اگ خیانت نکردم فک نکن نمیتونسم اتفاقا دوروبرم بودن!.

اگ خوب بودم فک نکن خوبی ازخودت بود خوبی تو ذاتم بود!

اگ بردمت بالا فک نکن چیزی بودی میخواسم هم قد خودم شی

اگ تک پربودم فک نکن پریدن بلد نبودم فقط میخواسم باتو بپرم!.

اگ دلمو فقط ب تو دادم فک نکن عالی بودی دلم راضی نمیشد!!.

اگ برای دیدنت لحظه شماری میکردم فک نکن شاخ بودی ب دلم ک تنگ بود احترام میذاشتم!!..

خلاصه مرامم بیشتر از این حرفاس! زیادی ب خودت نناز ....

[ سه شنبه یازدهم شهریور 1393 ] [ 16:1 ] [ ahmad ]

[ ]

میـخوای بـیــای ، بـیــا !

ولی قول بـده هـر روز یـه عـطـر متـفـاوتـ بزنی !

قول بـده هیچ آهـنـگی رو دوســت نـداشـتـه بـاشـی !

خـاطـره داشـتـن بـا بـوی یـه عـطـر

بـا یـه آهـنـگ خیلـی غـمـگـیـن...


بـیــا !

ولـی بـی بـو ، بـی صدا...

این شکلی تموم شـدنـش راحتـتره...

عـذاب بـعـدشم کـمتـر ...


برچسب‌ها: بیا, عذاب, عطر, غمگین, اهنگ

[ سه شنبه یازدهم شهریور 1393 ] [ 15:42 ] [ ahmad ]

[ ]

فراموشت نخواهم كرد

بي پرواتر از آنم

كه با يك

نه!

به فراموش كردنت

تن دهم

هرچند شكسته باشي

عهدي را

كه با اشك

بسته بوديم .

من

بي تو هم

با تو

خواهم ماند

در خاطراتي كه

با آنها

نفس مي كشم .

هيچكس

دل مرا

به بي تو بودن

مجبور نخواهد كرد

نه تو

نه ديگران چرا كه

دلي را كه داده ام

باز پس نمي گيرم

واين است

صداقت مردي

كه دوست داشتن را

فقط باتو

باور كرد

 


برچسب‌ها: اشک, دل, دوست داشتن, باور

[ پنجشنبه دوازدهم تیر 1393 ] [ 22:31 ] [ ahmad ]

[ ]

نه مغرورم نه بی احساس…

فقط خسته ام…

خسته از اعتمادی بیجا!

برای همین قفلی محکم بر دل زده ام!

 


برچسب‌ها: مغرور, خسته, دل

[ پنجشنبه دوازدهم تیر 1393 ] [ 22:22 ] [ ahmad ]

[ ]

سلامتی اونیکه حتی به یاد ما نیست ولی یادش داره ما رو داغون میکنه

 


برچسب‌ها: سلامتی

[ پنجشنبه دوازدهم تیر 1393 ] [ 22:15 ] [ ahmad ]

[ ]

نميشه ... برو

ميخوام با تو همسفر شم

اما خسته نيمه جونم

تو بايد بري ولي من

مي مونم از تو مي خونم

برو فكر من نباش كه

بشكنم يا كه بسوزم

يا بدونِ تو يه حسرت

بشينه تو شب و روزم

من و تو همدل وليكن

از دونسل غيرِ همگون

من كوير خشك مي مونم

ولي تو از جنس بارون

برو و خاطرهامو

با يه خنده زيرو رو كن

انگاري منو نديدي

به انكارمن تو خو كن

 


برچسب‌ها: برو, انکار, همدل, حسرت

[ پنجشنبه دوازدهم تیر 1393 ] [ 22:11 ] [ ahmad ]

[ ]

ببند در آن دلت را …که به روی همه باز است

یخ کردم …

 

 

کنارم گزاشته ای ک تلخم کنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 .

 .

 .

 .

 

هه شرابی شده ام ناب...............

 

[ چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393 ] [ 0:23 ] [ ahmad ]

[ ]

حرفهایم را تعبیر میکنی سکوتم را تفسیر

دیروزم را فراموش فردایم را پیشگویی به نبودنم مشکوکی

به بودنم مردد از هیچ گلایه میسازی

از همه چیز بهانه میسازی من کجای این نمایشم؟؟؟؟

 


برچسب‌ها: نمایش, سکوت, بهانه, مشکوک

[ سه شنبه بیستم خرداد 1393 ] [ 1:36 ] [ ahmad ]

[ ]

یه وقتایی آدم بعده یه عمر بدبختیو غمو غصه به یه جایی میرسه که دیگه حتی نمیتونه آهنگ غمگین گوش بده...


نمیتونه حتی یه کنج تنها بشینه و تو خودش باشه.. چون دیگه نمیتونه.. دیگه پرشده..! خیلی پر.....!!


دیگه حتی اشک چشاش بزور میریزه.. یه وقتایی توخودش میشکنه.. له میشه..


یه وقتایی زنده زنده میمیره ولی هنوز نفس میکشه..!


یه وقتایی حتی خوده خداهم به اینهمه صبر بندش ایول میگه..


برچسب‌ها: یه وقتهایی, اشک, تنها, غمگین

[ پنجشنبه هشتم خرداد 1393 ] [ 0:49 ] [ ahmad ]

[ ]